پيام
منادي معرفت
90/11/3
منادي معرفت
راوى عبد الله بن ابراهيم غفارى تنگ دست بودم و روزگارم به سختى مي گذشت.يکى از طلبکارهايم براى گرفتن پولش مرا در فشار گذاشته بود. به طرف صريا حرکت کردم تا امام رضا(ع) را ببينم. مي خواستم خواهش کنم که وساطت کنند از او بخواهد که مدتى صبر کنند.زمانى که به خدمت امام رسيدم، مشغول صرف غذا بودند. مرا هم دعوت کرد تا چند لقمهاى بخورم. بعد از غذا، از هر درى سخن به ميان آمد و من فراموش کردم که.....
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید